براي زاويه ي سوم از رسم
گفته بودم كه به سان مرواريدي هستي كه در اعماق اقيانوس ها يافتني مي باشي، مرواريدي كه گر صدفي نباشد مرواريد نيست و نمي شود از آن بهاء كه مرواريد است براي خطه اي از جنس قلم و احساس كه براي من بود از تو ...
كه تو نبودي از من و تو جسته بودي به گفته ي خودت اما نگفته بودي كه جهنده هايت از تعداد انگشتهاي يك دست من نيز بيشترند!!
دارای مخاطب خاص
«همچنان حکایت اتمام است نگران نباشید»
ادامه مطلب
