تبليغاتX
ذهنـی گـرسنـه

ذهنـی گـرسنـه

چرا وقتی میخوام هم نمیتونم...!

براي زاويه ي سوم از رسم

گفته بودم كه  به سان مرواريدي هستي كه در اعماق اقيانوس ها يافتني مي باشي، مرواريدي كه  گر صدفي نباشد مرواريد نيست و نمي شود از آن بهاء كه مرواريد است براي خطه اي از جنس قلم و احساس كه براي من بود از تو ...
كه تو نبودي از من و تو جسته بودي به گفته ي خودت اما نگفته بودي كه جهنده هايت از تعداد انگشتهاي يك دست من نيز بيشترند!!

دارای مخاطب خاص

«همچنان حکایت اتمام است نگران نباشید» 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 9:48  توسط HeNe  |